مرتضى وفايى
76
تاريخ حديث شيعه ( از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز ) ( فارسى )
پرسيده شد . ايشان فرمود : إذا حدَّثتُ الحديث فلم أسنده ، فسندى فيه : أبى ، عن جدّى ، عن أبيه ، عن جدّه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، عن جبرئيل عليه السلام ، عن اللَّه عز و جل . « 1 » اگر حديثى گفتم و سندش را نقل نكردم ، همانا سند من در آن ، چنين است : از پدرم ، از جدّم ، از جدش پيامبر خدا ، از جبرئيل عليه السلام ، از خداوند عز و جل . پس از آگاهى از ريشهء واژه « مسند » ، معناى اصطلاحى آن را بيان مىكنيم : نزد حديث شناسان ، « مُسند » در برابر « مُرسَل » و « منقطع » و . . . ، حديثى است كه سندش از راوى تا پيامبر خدا ، پيوسته متّصل باشد . « 2 » به عبارت ديگر ، حديثى است كه در زنجيرهء اسناد آن ، حلقهاى مفقود نباشد . البته تعاريف ديگرى نيز از « مسند » توسّط بعضى دانشمندان ، همچون : خطيب بغدادى ، ابن عبد البرّ قُرطُبى و سيّد حسن صدر ، بيان شده است . « 3 » شيوهء تدوين كتابهاى مسند ، متفاوت است . برخى براساس احاديث يك صحابى تنظيم شدهاند ( مانند : مسند أبى بكر ) ، و برخى ديگر ، شامل احاديث چند صحابى است كه براى هر يك ، باب مستقلّى باز شده است ( مانند : مسند أحمد بن حنبل ) . در شيوهء ديگر مسند نويسى ، احاديث يكى از معصومان عليهم السلام را كنار هم آوردهاند و گاهى نيز روايات يكى از راويان معتبر را تنظيم نمودهاند كه عموماً به نام گويندهء حديث يا راوى آن است ( مانند : مسند الرسول الأعظم ، مسند الإمام الشهيد ، مسند عبد العظيم الحسنى و مسند أبى بصير ) .
--> ( 1 ) . الإرشاد ، ص 250 . ( 2 ) . بديهى است كه نزد شيعيان ، سخن امامان معصوم عليهم السلام ، همچون سخن پيامبر صلى الله عليه و آله به عنوان سنّت شناختهمىشود و كلام آنان ، حجّت است . ( 3 ) . جهت اطّلاع از اين تعاريف و موارد اختلاف آنها ، ر . ك : مسند نويسى در تاريخ حديث ، سيّد كاظم طباطبايى ، ص 35 - 39 .